X
تبلیغات
رایتل

بخش سوم: کودتای 28 مرداد و حزب توده در خاطرات

 

بخش سوم: کودتای 28 مرداد و حزب توده در خاطرات

 

خاطرات آقای کیانوری نیز مثل خاطرات سایر سردمداران حزب توده، کمکی به گشوده شدن گره های کور نکرده و پاسخی بر سئوال های از نظر تاریخی پر اهمیتی که درباره چند نقطه عطف حیات حزب توده وجود دارد، نداده است. این خاطرات نیز درباره 28 مرداد، نفوذ ساواک و تحولات ماه های قبل از انقلاب در مرکز حزب، یا به تکرار یاوه های دیگران پرداخته و یا گوی سبقت را در مهمل گویی از آن ها ربوده است.
آقای کیانوری، دو دلیل اصلی و مهم عدم مقاومت حزب در 28 مرداد را مخالفت دکتر مصدق با شروع عملیات مقاومت و بعد هم توقیف بیش از 600 نفر از اعضاء، کادرها و مسئولین حزب در 27 مرداد که منجر به گسیخته شدن ارتباطات حزبی شد، ذکر کرده است. کاری به این نداریم که مقاومت در برابر کودتا آیا موکول به کسب اجازه از کسی می شود یا خیر. جان کلام این جاست که اصل این ادعا صحت ندارد و همان طور که در قبل اشاره شد تاکنون تنها شاهد کیانوری برای این تماس شهید مبشری بوده است.
اما درباره ی ادعای دوم کیانوری، یعنی ضربه خوردن به توانایی تشکیلاتی حزب در اثر توقیف 600 نفر در 27 مرداد. با این که این ادعا نیز منبع دیگری ندارد و به کلی فاقد سند است و آن چه را کیانوری از روزنامه کیهان 29 مرداد 32 نقل کرده یک رتوش خبر و حقه بازی است ولی ما ادعای آقای کیانوری را درباره این توقیف ها می پذیریم ولی در عین حال توجه خوانندگان را به این مطلب از خاطرات شان جلب می کنیم:  

«... من شمار درست افراد حزب و سازمان جوانان را به یاد ندارم، ولی به طور تقریب تعداد افراد حزب و سازمان جوانان در تهران نزدیک به شش هزار نفر می شد.» ( ص 288 )  

ولی این شاهد راستگوی تاریخ حزب! در نامه اش خطاب به کمیته مرکزی مقیم مسکو، که پس از 28 مرداد نوشته، نیرویی را که حزب، حتی در روز سی ام تیر 1331 در اختیار داشته، چنین ارزیابی کرده است:  

«لابد رفقا می دانند که در جریان 30 تیر در حقیقت نیروهای حزبی نقش کوچکی داشتند. اولا دیر به میدان آمدند و تنها در تهران در بعضی نقاط حرکت کردند و در تهران هم در گرماگرم مبارزه صبح 30 تیر تعداد کمی از نیروهای ما در میدان بودند، در حالی که ما نیروی قابل توجهی مستقیما در اختیار داشتیم. قریب 25 هزار نفر افراد متشکل در سازمان های مخفی تهران بودند.» ( ص 332 )  

این وجدان بیدار حزب! که غیر از خودش بقیه را فاسد و نادرست می داند، جای دیگر خاطرات درباره 30 تیر و نقش حزب توده چنین می نویسد:  

«تظاهرات 30 تیر به دعوت آیت اله کاشانی شروع شد و مردم به حمایت از مصدق به خیابان ها ریختند حزب توده هم از مردم دعوت کرده بود و توده ای ها هم فعالانه شرکت کردند ... ما اعلامیه دعوت به تظاهرات را نوشتیم و برای چاپ فرستادیم این اعلامیه ساعت 11 صبح منتشر شد ولی ما قبلا شبکه حزبی را مطلع کرده بودیم و آن ها به خیابان ها ریخته بودند.» ( ص 243 )  

چنین دورویی هایی با تاریخ و با مردم را، آقای بهنود «تصحیح اشتباهات»خوانده اند. پس ببینید اصل اشتباهات چه بوده است! باری، آنها، یعنی تمامی رهبری حزب توده، تا امروز حاضر نشده اند درباره مسائل پشت پرده عدم تحرک در 28 مرداد، که سازش بین المللی بوده، حرفی بزنند. برای پوشاندن همین حقیقت ساده است که آقای کیانوری و دیگران چنین آسمان و ریسمان هایی درباره تلفن به مصدق و کمبود نیرو و غیره به هم بافته اند و چون دروغگو و کم حافظه اند در عین حال در خاطرات نامه ای را چاپ می کنند که تمامی ادعاهایشان را نقض می کند. عینا نظیر همین داستان است، موضوع رخنه ساواک در حزب. 
 

 

 

 

 

 

 

مقدمه - سرنوشت یک شاگرد اول، چاپ مقاله جوابیه نورالدین کیانوری


بخش اول: دروغگوی خبیث تمام عیار و قهار


بخش دوم: دروغنامه خاطرات مزدوری نورالدین کیانوری


بخش سوم: کودتای 28 مرداد و حزب توده در خاطرات


بخش چهارم: حزب توده، شعبه ای از ساواک شاه – عباس علی شهریاری


بخش پنجم: جابجایی کیانوری و عباس علی شهریاری


بخش ششم: کیانوری پس از پلنوم چهاردهم


بخش هفتم: هوشنگ تیزابی،به سوی حزب و نوید و رحمان هاتفی


بخش هشتم: رحمان هاتفی و خیانت به هوشنگ تیزابی


بخش نهم: نقشه ترور شاه توسط آقای ناصر پورپیرار


بخش دهم: کودتای کیانوری در درون حزب

 

 

 

 

 

ورود به مقاله اولترا امپریالیسم

 

 

  

وبلاگ شخصی نویسنده : آقای ناصر پورپیرار 

 

دیگر مقالات منتشر شده از همین نویسنده  

  

  گروه اینترنتی ناریا برای عضویت و یا دانلود این مقاله یا دیگر مقالات با فرمت PDF و نیز دانلود سایر فایلها و فیلم های مستند